آفتابگردون

آفتابگردون
آفتابا! طلعتت در پرده پنهان تا به کی؟ 
قالب وبلاگ
نویسندگان
علی اکبر علیانژاد 166
سید مجتبی موسوی 13
لینک دوستان
قالب میهن بلاگ
وبسایت راسخون
وبسایت دفتر امام خامنه ای
بزرگترین وبلاگ اشعار مذهبی
دایرة المعارف روایات مهدوی
آســـــفالـــــت دات کــــــام
مرکز فرهنگ و معارف قرآن
هیچ کس (همراه)نیست
آقا محسن میرجلیلی
دخـــــــتر چــــــادری
انجمن جلال آل احمد
نــــــور مـــــحـــــرم
ســــــــیم خــــاردار
نـــدای فــــطـــرت
به سوی خورشید
پاسخ به شبهات
تخریبچی مجازی
مجلات تخصصی
شناخت رهبری
مجاهد سایبری
سعید شیرودی
پرسمان احکام
گنجینه معرفت
رهبران شیعه
بچه های قلم
نسل بیداری
آفتاب گردون
وعده صادق
گروه وبتیک
شهر حدیث
بیت به بیت
طلبه بلاگ
پرس و جو
انصار کلیپ
عصر انتظار
شیعه ها
ادیان نیوز
لاهوتیان
یک آشنا
بی پلاک
ذاکرین
نای دل
موعود
بازی آنلاین
صفحات جانبی
وبلاگ های دانش آموزان مدرسه
ابر برچسب ها
شهید اسلام آوردن ایرانیان امام زمان (عج) خاطرات معلم دلنوشته ایرانیان و عمر روز معلم حضرت زهرا سازگارا دلتنگی
لینک های مفید
پیچک
خرید اینترنتی
پارس اسکین
دیکشنری آنلاین
قالب وبلاگ
اینم از اونی که خیلی ها بهش مینازیدند و ...

"و من رد علیکم فی اسفل درک من الجحیم...

زیارت شریف جامعه کبیره صادره از امام دلها ... امام عزیزتر از جان، امام علی النقی الهادی علیه السلام"

 ---

اگر می نویسیم نه به این معنی که هستی اش را قبول داریم ... نه ! نیستی اش هویداست...


شاهین نجفی خواننده رپ فتنه ۸۸ که از سال ۸۴ تاکنون با شبکه های معاند و بیگانه همکاری دارد در جدیدترین آلبوم خود، آشکارا اقدام به توهین علیه حرم امام رضا(ع) کرد. پوستر جدیدترین آلبوم شاهین نجفی با نام "نقی” در حالی منتشر شده است که در طراحی این پوستر سراسر توهین به حرم مقدس امام رضا(ع) است که این امر موجب واکنش های منفی در این خصوص شده است. شبکه BBC نیز در حمایت از این اقدام زشت برای سایتی که اولین بار این آهنگ را پخش نموده است جایزه ویژه در نظر گرفته است. این خواننده مبتذل که پس از ممنوع الصدا شدن در ایران به دلیل پخش موسیقی های زیرزمینی و مبتذل به آلمان مهاجرت نمود. وی در آلمان سرپرستی گروهی به نام «اینان» را نیز بر عهده داشت. وی سپس به گروه تپش ۲۰۱۲ پیوست. گروه تپش ۲۰۱۲ با استفاده از ترانه های مبتذل و ایجاد جاذبه های جنسی، قبل از فتنه ۸۸ با گرایش مارکسیستی، بیانیه ای منتشر کردند که در آن از راه اندازی کمپین یکصد هزار امضا (!) در دفاع از حقوق بشر در ایران خبر داد، تا با این وسبیله در بدنه دانشگاهی نفوذ نماید. این خواننده در سال ۸۸ ، در آلبوم هایی جداگانه به توهین ولایت وفقیه و همچنین حمایت از فتنه گران پرداخته است.

تنها تسلی بخش ما حکم ارتداد و در پی ان قتل (شاهین نجفی ملعون) صادر شده از طرف آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (حفظه الله) است.




متن استفتاء:

"س.بسمه تعالی متاسفانه چند وقتی است که عده ای اجیر شده اند که عمدتا از ضد انقلاب خارج کشور می باشند،بر روی فضای اینترنت در سایت ها و وبلاگ خود ، به راحتی به امام مظلوم ما امام هادی علیه السلام اهانت و جسارت می کنند(طراحی، جک، کشیدن کاریکاتور، فحاشی، دروغ بستن و...)حکم این افراد چیست ؟

ج. چناچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشند، مرتدند. والله العالم ."

 

قانون مجازات اسلامی :
ماده 513 - هركس به مقدسات اسلام و یا هر یك از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین(ع) یا حضرت صدیقه طاهره(س) اهانت نماید اگر مشمول حكم ساب النبی باشداعدام می شود.

 

حضرت امام روح الله(قدس الله سره):

هر کس به رسول خدا اهانت کند، هر کس به ائمه خدا اهانت کند ، واجب القتل است.

بیانات امام در جمع وعاظ و روحانیون تهران، صحیفه نور، ج8، ص66.

 

برای قتل شاهین نجفی آماده ایم...


به زحمت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی


[ 22 اردیبهشت 91 ] [ 16:18 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
و چقدر با برکتی مادر ...
http://a4063.persiangig.com/آپلودهای من/%DB%8C%D8%A7%20%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7.jpgجابربن عبدالله انصارى میگوید: روزى پیامبراسلام پس از نماز عصر با اصحاب و یاران نشسته بودند كه پیرمردى با لباس‏هاى مندرس و در كمال ناتوانى كه نشان میداد از راه دورى با گرسنگى آمده وارد شد.

عرضه داشت مردى پریشان احوالم، مرا از برهنگى و گرسنگى نجات ده، رسول اسلام فرمود اكنون چیزى نزد من نیست ولى تو را به كسى راهنمائى میكنم كه نیازمندى‏هاى تو را برطرف كند، راهنماى به كار خیر مانند كسى است كه آن كار خیر را انجام داده است، من تو را به خانهاى میفرستم كه محبوب خدا و رسول و او نیز عاشق خدا و رسول است.

پیامبر به بلال دستور داد پیرمرد را به در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها راهنمائى كند وقتى آن مرد بینوا به در خانه حضرت رسید گفت:

«السلام علیكم یا اهل البیت النبوة»

او را جواب داده و پرسیدند كیستى گف: مردى بینوا هستم خدمت رسول خدا آمدم و عرض حاجت نمودم، آن بزرگوار مرا به در خانه شما فرستاد، آن روز سومین روزى بود كه اهل بیت در گرسنگى بسر برده و پیامبر از آن آگاه بود.

فاطمه علیهاسلام چون چیزى در خانه براى عطا كردن به مرد عرب نمییافت بناچار پوست گوسپندى كه فرزندانش حسن و حسین را روى آن میخوابانید به او داد و فرمود: اى مرد عرب امید است خداوند گشایش و فرجى براى تو فراهم آورد، پیرمرد گفت: دختر پیامبر من از گرسنگى بیطاقتم شما پوست گوسپند من به مرحمت میكنى: حضرت زهرا پس از شنیدن سخن پیرمرد گردن بندى كه دختر عبدالمطلب به او هدیه داده بود به مرد عرب داد، پیرمرد گردن بند را گرفت و به مسجد آورد.

پیامبر را در میان اصحاب دید، عرضه داشت یا رسول الله این گردن بند را دخترت به من داد و گفته آن را بفروشم شاید خداوند گشایش و فرجى براى من فراهم آورد، پیامبر گریان شد و فرمود: چگونه و چرا خدا گشایش نمیدهد با این كه بهترین زنان پیشینیان و آیندگان گلوبند خود را به تو داده است.

عمار یاسر گفت: یا رسول الله اذن میدهید من این گردن بند را بخرم، حضرت فرمود: خدا خریدار این گردن بند را عذاب نمیكند، عمار به عرب گفت به چند میفروشى پیرمرد گفت: به سیر شدن از غذائى و یك برد یمانى جهت پوشاك و دینارى كه مصرف بازگشت خود به وطنم نمایم.

عمار گفت: من به بهاى این گردن بند دویست درهم میپردازم، و تو را از نان و گوشت سیر میكنم و بردى یمانى هم براى تن پوشت میدهم و با شترم تو را به خانواده ات میرسانم، عمار پیرمرد را به خانه برد و از غنائمى كه هنوز از خیبر نزد خود داشت به او داد.

عرب دو مرتبه خدمت پیامبر رسید آنجناب فرمود: پوشاك لازم را گرفتى و سیر هم شدى، گفت: آرى بلكه بینیاز شدم سپس حضرت گوشهاى از فضائل فاطمه علیهاسلام را بیان فرمود تا جائى كه گفت: دخترم فاطمه را كه میان قبر میگذارند از او میپرسند خدایت كیست؟ میگوید: الله ربى، سؤال میكنند پیامبرت كیست؟ میگوید پدرم، میپرسند امام و ولى تو كیست؟ میگوید: همین كسى كه كنار قبرم ایستاده.

در هر صورت عمار گردن بند را خوشبو كرد و با یك برد یمانى به غلامى كه سهم نام داشت داد و گفت خدمت پیامبر ببر در ضمن تو را هم به حضرت بخشیدم، پیامبر سهم را با گردن بند نزد فاطمه فرستاد، دختر پیامبر گردن بند را گرفت و غلام را آزاد كرد، غلام پس از آزاد شدن خندید، حضرت زهرا از سبب خنده‏اش پرسید گفت از بركت این گردن بند میخندم كه گرسنهاى را سیر و مستمندى را بینیاز و برهنهاى را مالك لباس و غلامى را آزاد كرد و به دست صاحبش بازگشت:






طبقه بندی: سیاه مشق های من،
[ 22 اردیبهشت 91 ] [ 16:16 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
آیا ایرانیان مدیون خلیفه‌ی دوم اند؟
برخی از علمای اهل تسنن براین عقیده اند که اسلام ایرانیان مرهون فتوحات عمربن خطاب است ولذا ایرانیان باید کف پای عمر بلکه سم اسب عمر را ببوسند!
اخیرا برخی از علمای اهل تسنن یا از روی عمد وبه قصد ایجاد تفرقه بین شیعه وسنی یا از روی جهل وبی اطلاعی از تاریخ درمحافل ومجالس جمعی مطرح کرده اند:چون ایران درزمان عمربن خطاب فتح شده پس اسلام ایرانیان مرهون او است وبرایرانیان لازم است کف پای عمر وکف سم اسب عمر را ببوسند!
اگر اسلام آوردن مردم ایران درسایر فتوحات مانند اسلام آوردن اهل مدائن بوده اسلام آنها هم مورد قبول وتایید اسلام است همان طور که تاریخ شهادت می دهد فتوحات عمر بازور شمشیر بوده واگردرهمان فتوحات مردم با میل ورغبتی باطنی به اسلام گرویده باشند شکی نیست که گرایش آنان به خاطر سلامت نفس خودشان بوده واینکه آنان در جست وجوی دین حق بوده اند.دراین صورت اگر افتخاری هست این افتخار به خودشان بر می گردد نه به عمر بن خطاب واگر ایمانشان از روی ترس ووحشت و زور بوده نه تنها مایه ی افتخار وسربلندی عمر وپیروانش نمی شود بلکه مایه ی سرافکندگی وشرمندگی آنان می گرددزیرا اقرار اعتراف وایمان با اجبار واکراه از دیدگان قرآن وعترت پسندیده ومقبول نیست

ادامه مطلب برچسب ها: ایرانیان و عمر، اسلام آوردن ایرانیان،
[ 20 اردیبهشت 91 ] [ 17:48 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
....
قال الله عزوجل:

ای فرزند آدم! خودت را محو بندگی من كن تا دلت را پُر از بی‌نیازی كنم.
(‌كافی2/83)



طبقه بندی: سیاه مشق های من،
[ 17 اردیبهشت 91 ] [ 22:29 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
باشد قرار و وعده ما...
آقای اراکی فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت

پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت خیر سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت نه با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟ جواب داد هدیه مولایم حسین است! گفتم چطور؟ با اشک گفت آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم

منبع : کتاب آخرین گفتارها



طبقه بندی: اولیاء الله، سیاه مشق های من،
[ 12 اردیبهشت 91 ] [ 17:58 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
عکس یادگاری...
روز آخری بود که سر سفره ی امام رئوف بودیم
عصری وعده کردیم همه بچه ها  جمع بشن تا روضه بخونیم برای آقا
باید به وعده ای که داده بودم وفا می کردم...
همه اومده بودن و امین الله رو روبروی حرم و توی صحن جامع خوندیم
السلام علیک یا امین الله فی ارضه... یا اباالحسن یا علی بن موسی الرضا...
انگاری دل آسمون هم گرفته بود
کم کم ابری و ابری تر میشد
صبر کرد تا ما روضَمون رو خوندیم و بسم الله سینه زنی رو گفتیم
 یا فاطمه یا فاطمه...
نوحه و اشک و ...
دیگه دل آسمون تاب نیاورد و شروع کرد به گریه کردن
بارید و بارید
دم دم اذون مغرب بود و فرشهای صحن که برای عروج مسافرای حرم پهن شده بود داشتن خیس میشدن که...
.
.
.
.
هر کس رو نگاه میکردی میدیدی یه فرش رو شونه داره داره سریع میره زیر ایوون
بچه ها می اومدن و می گفتن:
_______آقا به من دو تا فرش بدین______
خلاصه نمیدونید چه خبر بود.
غوغایی بود....غوغایی

بعدا به بچه ها گفتم:
مردم زمان جنگ همینجور جونشون رو گذاشتن و زندگیشون رو روی دست گرفتن و خودخواهی ها رو له کردن و ....شهید شدن

این عکس رو بعد از اون گرفتیم
همه داشتن خیس میشدن و صدای : حی علی الصلوه...
صحن جامع رضوی ...

مشهد




طبقه بندی: سیاه مشق های من،
[ 10 اردیبهشت 91 ] [ 18:10 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
تو بهاری...
یادم میاد مدرسه راهنمایی می رفتم و معلم پرورشی ای داشتیم که فامیلش «جدیدی» بود.(البته الآن هم هست و یه جایی توی همین آموزش و پرورشمون مشغوله و باهاشون همکار شدم)
همون روزا ما رو کشوند به سمت گروه های سرود و تواشیح و اینجور چیزا...
از اون وقت بود که من هم زد به سرم که معلم بشم و معلم پرورشی...
هنوز بیت اول شعری که توی سرود مدرسه میخوندیم و چند تا اجرا هم توی مدارس و مساجد داشتیم یادمه و از همینجا اون رو تقدیم اون معلمی میکنم که به ما یاد داد...

معلما تو بهاری، صفای هر چمن از تو
نسیم سبز شکفتن وزد به هر دمن از تو

یادش به خیر...
روز معلم
یکی از اساتیدمون توی حوزه هم که الآن اسیر خاکه(شادیشون صلوات یادمون نره) آقای میرحسینی بودن که توصیه ی موکدشون به طلبه ها رو الآن به دانش آموزام میکنم:

طلبه ها! جلو استاد، دو زانو بشینید و به استادتون احترام بزارید تا برکت علم رو درک کنید...

همین هم هست..
نمیدونید که وقتی میبینم بعضی ها نسبت به معلمشون بی احترامند چی به حالم میاد

بعد میگیم چرا مسئله رو یاد نمیگیریم...

در هر صورت هفته معلم مبارک
روز معلم



طبقه بندی: سیاه مشق های من،
برچسب ها: خاطرات معلم، روز معلم،
[ 10 اردیبهشت 91 ] [ 16:29 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
و این ماجرا ادامه دارد...
السلام علیک یا أُماه...اشک

مادر جان!
سلام
دلم برایتان تنگ میشود وقتی نباشید...
عالم برایم همچو زندانی می ماند که در و دیوارش را سرمه اندود کرده اند که چشم، چشم را نمی بیند و هر گاه که هوس می کنی نفسی تازه کنی، غبار است که تارهای موی دماغت میشود و آزارت می دهد.
تا تو بودی هر شب حال و هوایی داشتیم
اما
تا تو رفتی...
آغوشمان فقط برای زانوانمان باز بود و دیگر مَحرمی نداشتیم...
دیوار هم به ما میخندد
مثل در...
راستی یادگاری هایت را نزد خواهرم به امانت نهادیم تا ...
تا ...
.
.
.
شاید کربلا...




طبقه بندی: سیاه مشق های من،
[ 10 اردیبهشت 91 ] [ 16:00 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
یا زهرا...

حضرت فاطمـه علیها السلام در واپسیـن لحظـات زنـدگی اش به

امـام علـی علیه السلام عرضـه داشـت:

یا أبا الحسـن، لم یبـق لی إلا رمق من الحیاة و حان زمان الرحیل و الوداع، فاستمع كلامی فإنك لا تسمع بعد ذلك صوت فاطمة أبدا‏؛ ای اباالحسن!


بیشتر از لحظـه ای از زنـدگانیـم باقـی نمانـده اسـت و زمـان

خداحافظی فرا رسیده است. سخـنان مرا بشنـو زیـرا پس از

این هرگز صدای فاطمه را نخواهی شنید.

الكوكب الدری: ج 1 ص 251

 

ای ماه چه کرده با دلم شیون تو

مانده ‌ست هلالی از تمام تن تو

ای هستی من کاش به من می گفتی

تکلیف علی چیست پس از رفتن تو؟

 

***

 

امام صادق علیه السلام فرمود:

حضرت زهرا علیها السلام در لحظات آخر عمرشان شروع به گریه کردند، حضرت على علیه السلام از ایشان سؤال كرد: اى بانوى من! چرا گریه مى‏كنى؟ فرمود: أَبكِی لِمَا تَلقَى بَعدِی؛ براى آن مصیبت هایى كه تو بعد از من خواهى دید.

بحارالانوار ج43 ص218

 

بی تاب، غریب، بی رمق، دل ‌ر‌یشم

دلتنگ ‌تر ‌و شکسته ‌تر ا‌ز پیشم

پهلوی شکسته می رود از یادم

وقتی که به غربت تو می اندیشم


به نقل از:http://www.karavanedel.blogfa.com/




طبقه بندی: سیاه مشق های من،
[ 4 اردیبهشت 91 ] [ 16:33 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
?
سلام
یه مدته به مزرعه سر نزدم
درگیر روضه های فاطمیه بودم و دستم بند بود
به زودی به روز میشیم


چشم خشک از چشمهای تر خجالت میکشد
چشمه وقتی خشک شد دیگر خجالت می کشد
سوختن در شعله ی دل کمتر از پرواز نیست
هر که اینجا نیست خاکستر، خجالت میکشد

اینم آخرین دو بیتی حاج سعید آقای حدادیان

عمری است غمت به من محبت دارد

مگذار که دست از سرم بردارد

یک بار بلی گفتم و شادم که مدام

باران بلا بر سرمن می بارد




طبقه بندی: سیاه مشق های من،
[ 3 اردیبهشت 91 ] [ 15:25 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 18 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

گل آفتاب گردون هرگز خیانت نمیکنه ، آخه در تمام روز به خورشید نگاه میکنه و شب که میشه وقتی خورشید نیست ، ستاره بهش چشمک میزنه ولی گل آفتاب گردون که عاشق خورشید هست سرش رو پایین میندازه و منتظر خورشید میمونه!!!
آرشیو مطالب
هفته چهارم اردیبهشت 1391 ، 2
هفته سوم اردیبهشت 1391 ، 2
هفته دوم اردیبهشت 1391 ، 4
هفته اول اردیبهشت 1391 ، 2
هفته چهارم فروردین 1391 ، 4
هفته سوم فروردین 1391 ، 6
هفته دوم فروردین 1391 ، 2
هفته اول فروردین 1391 ، 6
هفته چهارم اسفند 1390 ، 6
هفته سوم اسفند 1390 ، 8
هفته دوم اسفند 1390 ، 9
هفته اول اسفند 1390 ، 11
هفته چهارم بهمن 1390 ، 4
هفته سوم بهمن 1390 ، 3
هفته دوم بهمن 1390 ، 8
هفته اول بهمن 1390 ، 4
هفته چهارم دی 1390 ، 8
هفته سوم دی 1390 ، 21
هفته دوم دی 1390 ، 3
هفته اول دی 1390 ، 9
آخرین مطالب
اینم از اونی که خیلی ها بهش مینازیدند و ...
و چقدر با برکتی مادر ...
آیا ایرانیان مدیون خلیفه‌ی دوم اند؟
....
باشد قرار و وعده ما...
عکس یادگاری...
تو بهاری...
و این ماجرا ادامه دارد...
یا زهرا...
?
آهویی بارانی ام ...
یکی به داد ما برسه!!!!
لباس بهشتی
مقام های حضرت زهرا و همسران رسول الله(ص)
دو تا دانلود باحال به درد بخور
نشریه عبرت های عاشورا
توبه از نیکی ها؟!
و باز هم بازار طنز و فاطمیه...
ارزش واقعی انسان به چیست؟
دلتنگی ام را بہ دور شما مے گردم
و باز هم فاطمیه آمد و ...
ازدواج با دختری كرو كور و شل!
میلاد حضرت زینب (س) مبارک
من چقدر می ارزم؟
من بهترم یا شکلات؟
نقل مجلس ممنوع...!
چرت حجاب؟
سال تولید ملی،حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی
قول به امام زمان (عج) ...
در باغ شهادت باز باز است ...
لیست آخرین مطالب
موضوعات
برای دانلود 8
طنز 3
اخلاق 10
شهدا 9
اشعار 10
تصوف 0
آرامش 0
بهائیت 5
وهابیت 1
اولیاء الله 6
سیاسی 5
مسیحیت 0
ره یافتگان 8
ولایت فقیه 8
شبهات نبوت 8
احکام شرعی 6
شبهات امامت 3
شبهات احکام 3
جوان و بحران ها 0
عرفان های کاذب 1
به سوی خورشید 3
شبهات خداشناسی 5
سیاه مشق های من 71
بحران های قبل از ازدواج 1
لینک های مفید
فال حافظ
چت آنلاین
بک لینک فا
خرید اینترنتی
ماه موزیک