روزی صیادی در بیابان طوس آهویی را
دنبال می کند. اتفاقاً امام رضا علیه السلام در آن نواحی تشریف فرما بودند و
آهو به امام پناه می برد، امام حاضر می شود مبلغی را به آن شکارچی بپردازد
تا او آهو را آزاد سازد ولی صیاد نمی پذیرد. در این هنگام آهو به زبان می
آید و به امام عرض می کند که من دو بچه ی شیری دارم که گرسنه اند و چشم
براهند و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمائید که بروم و بچگانم را
شیر بدهم و برگردم و خود را تسلیم صیاد کنم. امام هم ضمانت آهو را می کند و
آهو می رود و به سرعت بر می گردد ، شکارچی که این وفای به عهد آهو را می
بیند و وقتی می فهمد که ضامن آهو، امام علیه السلام می باشند، منقلب می
شود و آهو را آزاد می کند.
اما آنچه که در منابع روایی معتبر در این
زمینه مورد توجه قرار گرفته است داستانی متفاوت و در عین حال معقول و موجه
می باشد که علامه مجلسی (ره) آن را از برکات قبر آن امام همام دانسته و از
آن به عنوان "برکات رضویه" یاد کرده است. ایشان این داستان را از کتاب
شریف « عیون اخبار الرضا » تألیف عالم و محدث بزرگ شیعه ابو جعفر محمد بن
علی بن بابویه قمی، ملقب به شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه نقل فرموده
است، بدین ترتیب که:
ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی که حاکم طوس
بوده روایت کرده : « در روزگار جوانی نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم
و در راه متعرض زائران می شدم و لباس ها و خرجی و نامه ها و حواله هایشان
را به ستیزه می ستاندم روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی
روانه کردم، یوز هم چنان دنبال آهو می دوید تا به ناچار آهو را به پای
دیواری پناهید و آهو ایستاد و یوز روبرویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی شد
هرچه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی جست و از جای خود تکان
نمی خورد ولی هر وقت که آهو از جای خود دور می شود یوز هم او را دنبال می
کرد اما همین که به دیوار پناه می برد یوز باز می گشت تا آنکه آهو به سوراخ
لانه مانندی در دیوار آن مزار داخل شد من وارد رباط ( تعبیر جالبی از
مزار امام رضا علیه السلام در آن عصر) شدم و از ابی نصر مقری (خادم مزار)
پرسیدم که آهویی که هم الان وارد رباط شد کجاست؟ او گفت: ندیدمش. آن وقت به
همان جایی که آهو داخلش شده بود در آمدم و پشگل های آهو و رد پیشابش را
دیدم ولی خود آهو را ندیدم .پس با خدای تعالی پیمانه بستم که از آن پس
زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیایم و از آن پس هر
گاه کار دشواری به من روی می آورد و گرفتاری پیدا می کردم بدین مشهد روی و
پناه می آوردم... و هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم
مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد ....»
البته خوانندگان فاضل
استحضار دارند که شیخ صدوق (ره)، این کتاب را جهت اهدا به صاحب اسماعیل بن
عباد طالقانی (متوفی در سال 385هجری) وزیر ایرانی سامانی که خود یکی از
بزرگترین ادبا و شعرا و متکلمین و ناقدین ادب در قرن چهارم است، تألیف
فرموده و این کتاب شریف، علاوه بر، دربرداشتن اخبار مربوط به حضرت رضا علیه
السلام از لحاظ ادبی و تاریخی نیز مرجع معتبر و مستندی به شمار میرود.شیخ
(ره) در این کتاب همچنان که از بسیاری مشایخ ثقات و محدثین رضوان الله
علیهم ، نقل و روایت می کند از بسیاری از ادبا و شعرا و مورخین به نام نیز
با واسطه یا بدون واسطه نیز نقل و روایت میفرماید. اما نکته قابل توجه
در اینجا این است که در خلال کتاب « عیون اخبار الرضا » چند بار که شیخ
حدیث یا مطلبی را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادی به صحت روایت یا وثوقی
به سلامت سند آن یا اطمینانی به ثقه بودن راوی آن نداشته است (ولو آن که آن
را از مشاهیر هم نقل فرموده باشد) بیاعتمادی خود را به آن مطلب تصریح
میفرماید. از جمله در صفحه 350 که میفرماید:«قال مصنف هذا الکتاب، روی
هذا الحدیث بریئی من عهدة صحته»؛ یا در صفحه 192: «کان شیخنا محمد بن الحسن
بن احمد بن الولید رضی الله عنه سیئی الرأی فی محمد بن عبد الله المسمعی
راوی هذا الحدیث وانما اخرجت هذا الخبر فی هذا الکتاب لانه کان فی کتاب
الرحمه وقد قرأته علیه فلم ینکره و رواه الی»؛ اما داستان آهو صددرصد مورد
قبول شیخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادنی شبهه در صحت آن به خاطر شریفش خطور
نکرده است.
به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب
ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است،
باید همین داستان باشد، و لا غیر؛ و به قراری که ملاحظه فرمودید، داستان
کاملاً واقعی و موجه و معمولی به نظر میرسد.
تبیان
برگرفته از کتاب "چهار مقاله" نوشته ی دکتر احمد مهدوی دامغانی
|
آفتابگردون آفتابا! طلعتت در پرده پنهان تا به کی؟
| ||
![]() البته یه حرفی ته دلم مونده. میشه این زنگها توی گوش ما صداش در نره و همیشه منتظر بمونیم؟ امیدوارم!!!! طبقه بندی: سیاه مشق های من، به سوی خورشید، [ 13 بهمن 90 ] [ 12:40 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
(وَأوفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ)؛
و به عهد الهی چون پیمان بستید، وفا كنید. السّلام علیك یا میثاق اللّه الذی اخذه و وكّده؛ سلام بر تو ای پیمان الهی كه وفای به آن را خداوند از مردم گرفته و آن را محكم و مؤكد گردانده است. من مستَودع العهد المأخوذ علی العباد؛ از جایگاه پیمانی كه [از جانب خداوند] بر عهدهِ بندگان نهاده شده است. اللهم إنّی اجدّد له فی صبیحة یومی هذا و ما عشت من أیامی عهداً و عقداً و بیعةً له فی عنقی لا أحول عنها و لا أزول ابداً. ![]() خدایا! من در این پگاه و صبحگاهان تمام عمرم، عهد و پیمان و بیعتی را كه با حضرت دارم، تجدید كرده و هیچگاه نه از آن سر باز زنم و نه از آن روی برمیتابم. به یازده خم مِی، دست ما اگر نرسید بده پیاله كه یك خم هنوز سربسته است یوماللّه نهم ربیعالاول، سالروز آغاز امامت قائم آل محمد، خاتمالاوصیاء، بقیۀاللّهالاعظم(عج) و روز تجدید میثاق با آن امام هُمام و اهداف و آرمانهای بلند اوست. روزی كه در امتداد غدیر و بلكه خود غدیری دیگر است. ادامه مطلب رو بخونید طبقه بندی: اخلاق، [ 11 بهمن 90 ] [ 09:25 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
اصل تنزل تدریجى:
مى توان با توجه به یك اصل عقلائى , ولایت فقیه را تبیین كرد و آن اینست كه
اگرامرى براى عقلا مطلوب بود , ولى به دلایلى تحقق آن مشكل یا ناممكن گشت ,
به طوركلى دسـت از آن بـرنـمـى دارنـد , بـلكه مرتبه نازلتر آن را انجام
مى دهند و به تعبیردیگر از اهم دست مى كشند و به مهم مى پردازند . آنها در
امور مهم نیز این درجه بندى را رعایت مى كنند . اسـاسـا درجـه بـنـدى
اهـمیت امور به همین منظور است كه اگربه دلیل شرایطى امر درجه اول ناممكن
یا مشكل شد , امر درجه دوم را جایگزین وبدل آن قرار دهند . این اصل عقلایى
را (تنزل تدریجى) مى نامیم . كه آن را اسلام نیز پذیرفته است . در فقه
موارد فراوانى داریم كه در آنها این اصل اجرا شده است . براى توضیح این
مطلب به دو مثال اكتفا مى كنیم . 1 - فرض كنید كسى قصد خواندن نماز را دارد
. ایـده آل آن است كه نماز به حالت ایستاده خوانده شود , ولى اگر شخصى به
علت بیمارى قادر به خـوانـدن نـمـاز ایـستاده نیست , آیا باید نماز را رها
كند؟ همه فقها مى گویند: هر مقدار از نماز رامى تواند , ایستاده بخواند و
هرگاه نتوانست نشسته بخواند . در مـرتبه بعدى اگرشخصى نماز را نمى تواند
ایستاده بخواند , دستور فقهى این است كه نشسته بخواند واگر نشسته هم نمى
تواند , خوابیده بخواند . 2 - اگـر كـسـى چـیـزى را براى جهت خاصى وقف كرد ,
مثلا منافع باغى را وقف شمع حرم امام مـعـصـوم عـلیه السلام كرد , اكنون
كه شمعى وجود ندارد , منافع آن باغ را چه كنند؟ آیا مى توان گفت چون مورد
اولى منتفى است , این مال موقوفه را رهاكنیم؟ یقینا چنین نیست . بـاید در
نزدیكترین مورد روشنایى مصرف كنیم , مثلامنافع آن باغ را هزینه برق نمائیم ,
زیرا برق نزدیكترین امر به شمع است . این را (تنزل تدریجى) مى نامیم كه
اصطلاحا رعایت (الاهم فالاهم) نیز نامیده مى شود . فقیه عادل , نزدیكترین
فرد به امام معصوم است براساس نظام عقیدتى اسلام , حاكمیت از آن خداست . از
طـرفـى خـداى متعال در اداره امور اجتماعى انسانها دخالت مستقیم نمى كند و
حاكمیت را به انبیاء و امامان معصوم واگذار كرده است . در موقعیتى كه
معصوم منصوب از سوى خدا , بر كارهاى اجتماع حاكمیت ندارد , چه باید كرد؟
آیا مـى تـوان گـفت در چنین موقعیتى حكومت را رهاكنیم؟ چنین سخنى مقبول
نیست , زیرا در جاى خودش ثابت شده است كه اصل حكومت در هر جامعه اى ضرورت
دارد . در اینجاست كه ولایت فقیه را با استناد به اصل (تنزل تدریجى) ضرورى
مى دانیم . فقیه جامع شرایط , بدیل امام معصوم علیه السلام است و در رتبه
بعد از او قرار دارد . الـبـته فاصله میان معصوم و فقیه عادل بسیاراست ولى
نزدیكترین و شبیه ترین افراد به اوست در امر حكومت ظاهرى بر مردم . حـاصـل
آنكه خداى متعال در مرتبه اول حاكمیت است , پس از او رسول اللّه صلى اللّه
علیه و آله و سلم و سپس امامان معصوم علیهم السلام حاكم شرعى اند . آیـا
پـس ازاین , مرتبه چهارمى در حاكمیت وجود دارد؟باید گفت: در زمان غیبت امام
معصوم , طـبق دیدگاه شیعیان ولى فقیه مرتبه چهارم از حاكمیت را دارد زیرا
فقیه جامع الشرایط به امام معصوم نزدیكتر است . چون حاكم اسلامى باید واجد
صفاتى مانند آگاهى به قوانین و مقررات اسلامى , آگاهى به مصالح اجتماعى , و
صلاحیت اخلاقى كه ضامن امانتدارى و رعایت مصلحت عمومى است باشد . در
مـعـصـوم تـمامى این شرایط وجود دارد , زیرا معصوم به دلیل عصمتش مرتكب هیچ
تخلفى از قـانـون شـرع نمى شود و به سبب علم غیبى كه دارد به قوانین شرعى
ومصالح جامعه كاملا آگاه است . فقیه جامع شرایط نیز باید همین شرایط را در
رتبه نازل داشته باشد , تا حاكمیتش مشروع باشد . یـعنى باید داراى ملكه
فقاهت واجتهاد باشد تا احكام اسلام را بخصوص در زمینه مسائل سیاسى و
اجتماعى بهتر ازدیگران بشناسد . و نیز باید داراى ملكه تقوى و عدالت باشد
تا مصالح جامعه رافداى مصالح شخصى و گروهى نكند و همچنین باید به مصالح
سیاسى و اجتماعى وبین المللى آگاه باشد تا شیاطین نتوانند او را فریب دهند
و از مسیر عدل و قسط منحرف كنند .
پرسشها و پاسخها، مصباح یزدى- محمد تقى
طبقه بندی: ولایت فقیه، سیاسی، [ 10 بهمن 90 ] [ 12:56 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
ضامن آهو، یکی از القابی است که در
میان توده مردم به امام هشتم حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه
نسبت داده شده است، و حتی برخی از محققان این لقب را برگرفته از
داستانهای گوناگونی می دانند که در کتب تاریخی نقل شده است که مشهورترین
آن بدین صورت می باشد که:
طبقه بندی: سیاه مشق های من، [ 10 بهمن 90 ] [ 11:00 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
سید مسعود شجاعی
طباطبایی ، متولد 1342 است. درست همان سالی که حضرت روح الله درفش حیدری اش
را بلند کرد و وقتی که آن درفش بر تارک جهان اسلام به اهتزاز درآمد ، فقط
15 سال داشت. سبیلکی که پشت لبش سبز شد ، کفش کتانی را با پوتین عوض کرد و
زد به دشت های باروت زده ی خوزستان و شد بسیجی روح الله. این بسیجی علاوه
بر پاره های فولاد ، چشمی شیشه ای هم بر دوش داشت و غنیمت های ماندگاری هم
از جهاد اصغر با خود به پشت جبهه ها آورد. دو عکس زیر از اوراق ثبت شده به نام این بچه پیغمبرِ با صفا است. خودِ عزیزش درباره این دو عکس این گونه روایت کرده است: «تو اوج درگیری با دشمن در ارتفاعات قلاویزان ، جایی که تا سه مرحله عراقیها رو عقب زده بودیم ، در اوج گرما، با انفجار خمپاره ها و شلیک گلوله ها ، دوربین به دست راه افتادم تا روحیه بخش دل پاک بچه ها باشم. به سنگری رسیدم بدون سقف در حالیکه بچه ها به شدت مشغول نبرد بودند. در این میان یکی از این دسته های گل منو دید و گفت: - برادر! یک عکس از من می گیری؟ - عزیزم ، روراست زیاد فیلم برام باقی نمونده ، ناراحت نشیا ، عکس یادگاری نمی گیرم. - خوب اگر من بهت بگم تا چند لحظه دیگه تو این دنیا نیستم ، ازم عکس می گیری؟ - برادرم ، این حرفها چیه ، من مخلصتم . (نمی تونستم تو چشماش نگاه کنم ، یه حس مبهم ولی زیبا تو چشماش موج می زد.)، بشین فدات بشم تا یه عکس خوشگل ازت بگیرم. ولی یه شرط داره؟ - چه شرطی قربونت برم. - این که اسم منو حفظ کنی ! - تو از من عکس بگیر من هم اسم خودتو و هم اسامی فامیلاتو برات حفظ می کنم! - سید مسعود شجاعی طباطیایی! - بابا این که یه تریلی اسم شد ، می تونم همون آقا سیدشو حفظ کنم!(با خنده) - باشه عزیزم، تا ما رو اینجا نکشی ول نمی کنی . بشین اونجا ... - حجله ای باشه ها آقا سید ، صبر کن این عطر تی رزم رو بزنم ، مدالمو (مدال غنیمتی از عراقی ها بود) به سینه بزنم ( حالا بچه هایی که پشت خاکریز مشغول تیر اندازی ونبرد بودند ، نگاهشون متوجه ما شده بود و از بستن چفیه او به سرش ، عطر زدن و مدال آویزون کردنش می خندیدند.) - کلیک... ![]() - دست گلت درد نکنه ، زیاد از اینجا دور نشی ها ، کارت دارم... ....هنوز چند قدم دور نشده بودم که صدای الله اکبر بچه ها بلند شد ، این به این معنا بود که اتفاقی افتاده... برگشتم دیدم خمپاره درست خورده بغل دستش... ![]() دوربینمو بالا گرفتم ، در حالیکه چشممام از اشک پر شده بود ، عکسی از شهادتش گرفتم. راستی شما می دونید این خود آگاهی از لحظه شهادت از کجا سرچشمه گرفته بود؟» طبقه بندی: شهدا، ره یافتگان، [ 10 بهمن 90 ] [ 10:42 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
شیخ عبدالحسین حویزاوی می گوید مردی به نام میرزا احمد رئیس شهرداری نجف
اشرف بود، او مرد متدین و خوبی بود که به اجبار او را شهردار کرده بودند.
شبی در عالم رؤیا به محضر امام زمان (عج) مشرّف شدن و دیدم که رئیس شهرداری
نجف نزد ایشان حاضر است حضرت با تندی به او فرمودند: «چرا داخل شغل
حکومتی شدی و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتی؟»
حجاب و عفت: مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!» بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (1) ادامه مطلب رو بخونید طبقه بندی: ره یافتگان، اخلاق، [ 10 بهمن 90 ] [ 10:30 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
سلام انشاالله از آغاز امامت امام عصر(عج) شاهد شروع به کار برادر عزیز و دوست صمیمی خودم، آقای موسوی(آقا سید مجتبی) هم خواهیم بود. خیلی وقت بود به این فکر بودم که برای بهتر شدن این مزرعه یه فکرایی بردارم که بحمد الله سر و کله ی آقا سید پیدا شد. امید وارم بتونیم با هم به بهترین وجه مزرعه رو آبیاری کنیم. انشاالله. برای آغاز امامت امام عصر(عج) یه کارایی داریم. به امید ظهور طبقه بندی: سیاه مشق های من، [ 8 بهمن 90 ] [ 12:19 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
بـیـان دلیلى روشن براى اثبات ولایت فقیه كه براى همگان قابل فهم باشد
مقدمه اى رالازم دارد ;نـیـازمـنـدیـهاى قانون (تفسیر - تطبیق - اجرا)خداى
متعال براى اداره جامعه احكامى را نازل فـرمـوده كـه در بسیارى از موارد
نیازبه شخصى دارد كه آنها را تفسیر و تبیین كند همانطور كه تـمام قوانین
دنیاچنین اند , گو اینكه تلاش قانونگذاران این بوده كه آنها را روشن بیان
كنند ولى به علت ویژگى ها و نارسایى هاى زبان , گاه مقررات نیاز به تفسیر
دارند . افـزون بر این براى تطبیق احكام بر مصادیق و موارد آنها نیز گاه
ابهاماتى وجوددارد ; یعنى اینكه آیـا فلان حادثه خاص , مصداقى از این
قانون خاص است , یامصداقى از قانون دیگر , این امر مشكل دیگرى در راه
اجراى قانون است كه در تمام قوانین دنیا وجود دارد . پس از تفسیر قانون و
تعیین مصداق آن , نوبت به اجرا مى رسد . هـر قـانـونـى نیاز به مجرى دارد
براى اداره یك جامعه بر اساس احكام و قوانینى خاص باید فرد یا افرادى
باشند كه بتوانند این سه مسئولیت را به عهده بگیرند . شـایسته ترین مجرى
احكام اسلام روشن است بهترین فرد براى اجراى احكام و قوانین اسلام كسى
اسـت كه در هر سه موردایده آل باشد ; یعنى بهترین قانون شناس , بهترین مفسر
و بهترین مجرى بـاشـد , كه هیچ انگیزه اى براى تخلف نداشته باشد و هیچ
اشتباهى در فهم و تفسیر و اجراى قانون براى او پیش نیاید . در فرهنگ ما ,
چنین خصوصیتى (عصمت) نام دارد , وبا وجود معصوم , او بر تمام افراد دیگر -
به حكم عقل - براى اجراى قانون اولویت دارد . در جـوامـع بزرگ كه یك شخص
نمى تواند اداره تمام امور را به عهده بگیرد ,چنین فردى باید در راس هرم
قدرت باشد و تمامى مدیران باید با نظارت و ولایت اوامور را به عهده گیرند و
به انجام رسانند . بـرترین مصداق معصوم , رسول اكرم صلى اللّه علیه و
آله است كه در عالیترین مراحل اخلاقى قرار دارد و به اجماع و اتفاق نظر
همه فرقه هاى اسلامى معصوم است . به عقیده ما شیعیان , پس از پیامبر اكرم
صلى اللّه علیه و آله امامان معصوم علیهم السلام قرار دارند كه داراى
ویژگى عصمت اند . پس تا امامان معصوم باشند این ایده آل وجود دارد و نوبت
به غیر آنان نمى رسد ,اما در زمان غیبت كـه عـملا چنین ایده آلى در میان
ما نیست و نمى توانیم با او مرتبطباشیم تا از حكومتش بهره مند گـردیـم ,
باید چه كنیم؟در این زمینه آیات و روایاتى وجود دارد كه تكلیف ما را روشن
مى كند , ولـى چـون مـادرصـدد بـیـان دلـیـل سـاده اى هستیم , فقط از خرد
خوانندگان محترم كمك مـى گـیریم ومى پرسیم چه باید كرد؟ بدون تردید اگر
ایده آل را معصومان علیهم السلام بدانیم ,عقل مى گوید: در عصر غیبت كسى
باید در راس هرم قدرت باشد كه از هر جهت به امام معصوم شـبـیه تر است ;
یعنى در دین شناسى , تقوا و صلاحیت براى اجراى احكام وقوانین اسلام ,
بهترین باشد . وقـتـى كه جامعه نمى تواند بدون حكومت باشد و مادسترسى به
امام معصوم نداریم , باید به سراغ كسى برویم كه كمترین فاصله را بااو دارد
; كسى كه شناختش از اسلام , از دیگران بیشتر و عدالت و تـقـوایـش از
هـمـه بالاتر و براى اجراى احكام و قوانین اسلام , مناسبترین فرد باشد ,
این صفات درولى فقیه تجلى مى كند . در امـور دیگر نیز روش عموم مردم همین
است كه ابتداء نزدبهترین متخصص مى روند لیكن اگر دسـتـرسـى بـه بـهترین
ممكن نبود , به كسانى رجوع مى كنند كه در تخصص و ویژگیها به فرد ایده آل
نزدیكتر باشند . ولایـت فـقیه معنایى جز رجوع به اسلام شناس عادلى كه از
دیگران به امام معصوم نزدیكتر است , ندارد .
پرسشها و پاسخها، مصباح یزدى- محمد تقى
طبقه بندی: ولایت فقیه، سیاسی، [ 6 بهمن 90 ] [ 09:52 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
ولایت فقیه شالوده و جوهره اصلی حکومت اسلامی در عصر غیبت و استمرار حاکمیت
پیامبر و ائمه معصومین در این دوران می باشد و از آغاز شکل گیری نظام
جمهوری اسلامی تا به امروز دستاوردهای مهمی را برای کشور در عرصه داخلی و
خارجی به ارمغان آمده است که ما در اینجا به برخی از دستاوردهای آن در عرصه
داخلی به صورت گذرا اشاره می کنیم: ادامه مطلب رو بخونید طبقه بندی: ولایت فقیه، سیاسی، [ 5 بهمن 90 ] [ 12:26 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
سلام
بعد از ایام آخر صفر که برای تبلیغ رفته بودم شهر شهید پرور خانوک کرمان امروز اومدم و به مزرعه ی کوچولوم سر زدم و در نگاه اول دیدم همه ی «بسم الله» هایی که ابتدای مطالبم با تصویر گذاشته بودم به ملکوت اعلا پیوستند. دلیلش هم اینه که اون تصویر رو روی هاست وبسایت «به سوی خورشید» بارگزاری کرده بودم و مثل اینکه برای اون هاست هم مشکلایی پیش اومده. و حالا باید دوباره بنشینم و ... عیبی نداره . هر کی خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه. میخواستم اونجا بارگزاری نکنم. البته تصاویر دیگه ای هم بوده که شاید در حین مراجعه به بخش هایمختلف مزرعه ی ما نتونید اونا رو ببینید. در هر حال با ما بسازید تا راه بیافتیم. به امید حق. طبقه بندی: سیاه مشق های من، [ 5 بهمن 90 ] [ 08:42 ] [ علی اکبر علیانژاد ]
|
||






که به اجبار او را شهردار کرده بودند.
شبی در عالم رؤیا به محضر امام زمان (عج) مشرّف شدن و دیدم که رئیس شهرداری
نجف نزد ایشان حاضر است حضرت با تندی به او فرمودند: «چرا داخل شغل
حکومتی شدی و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتی؟»
